

سلام عزیزم
می خوام باهات حرف بزنم شاید یکم آروم شم چون می دونم وقتی می نویسم امکان اینکه بخونیش وجود داره مثه وقتی که بهت فکر می کنم و مطمئنم که تو هم حتما به یادمی
مثه وقتایی که برات گریه می کنمو می دونم توهم گریت می گیره
می خوام بدونی اگه در روز بهت فکر نکنم که اونم محال حتما تو نمازهر روزم اگه خدا قبول کنه برات دعا می کنم برا خودم برا تو واسه رسیدنمون به هم واسه بخشیده شدن گناهامون
و واسه موفق بودن تو کارت و واسه عاشق تر شدنمون و آدم شدنمون
امیدوارم خدا به حرفام گوش بده که حتما می ده تو هم دعا کن
خیلی امید وارم و مطمئنم تو کارت موفق موفقی آخه خدا باهامونه
مواظب خودت باش منم خیلی مواظب خودم هستم
دوست دارم خیلی بیشتر از قبلا
به امید روز وصال

شعري كه واست نوشتم نپسنديدي دوباره
به تو بر خورده بود انگار كه بهت بگم ستاره
تعريف از خودم نباشه عزيزم ستاره بد نيست
آخه قلب عاشق من بهتر از اونو بلد نيست
دو سه خطي كه نوشتم راستشو بخواي بريدم
چون ديدم همه رسيدن من يه عمره نرسيدم
خط دوم كه تموم شد واقعا من كم آوردم
دوسه بار تو خط سوم تو رو به خدا سپردم
خط چهارم ولي ديدم باقي مونده اصل مطلب
خواب چشماتو مي بينم به خدا هميشه هر شب
خواب مي بينم تو يه نوري يه ستاره يه فرشته
خواب تو هر جا مي بينم اونجا آخر بهشته
وسط نامه يكي گفت چرا باز داري مي لرزي ؟
من براي تو نوشتم تو به يك دنيا مي ارزي
اينا به دلت نشينه من واست چي بنويسم ؟
قدماتو كاش بياري بذاري رو چشم خيسم
چند شب دلشوره دارم كه نبينمت دوباره
تو به اين خط كه رسيدي نامه رو مي كني پاره ؟
پاره كن نامرو پاره آخه صاحب اختياري
حتي ميشه بسوزونيش اگه من رو دوست نداري
هر كاري كه دوست داري كن من شكستمش غرورو
زحمتت مي شه عزيزم كه بياي اين راه دورو
دل تو يه قصر نوره دل من يه تيكه چيني
چينيو واسه شكستن كاش يه بار بياي ببيني
عكس تو هنوز همون جاس توي قاب عكس چوبي
راستي خوب شد يادم افتاد چرا انقدر تو خوبي؟
سقف گريم همين امشب ريخت روي آخراي نامه
فقط اون شبي كه باشي شب مرگ گريه هامه
من فقط به عشق اون شب وقتي شب ميشه مي خوابم
اما دير بودن اون شب بدجوري مي ده عذابم
دسمو امشب مي ذارم زير گرماي سر تو
ما پيش همديگه باشيم يعني ميشه باور تو ؟
هركسي اونشب بخوابه عاشقيش راس راسكي نيس
بي رودر واسي عزيزم چشاش و دلش يكي نيس
زيادي واست نوشتم حق داري كه بشي خسته
اما اين يه تيكه چيني چه كنه دلش شكسته
عزيزم مراقب اون چشاي ناز خودت باش
فكر چند ماه ديگه كه مياد تولدت باش
انقدر باهم مي گيريم فالاي چائي و قهوه
كه بگن به جز رسيدن همه چي توش محو محوه
هرجا هستم هر جا هستی توی قلبم ریشه بستی
هرجا باشم هرجا باشی نمیشه از من جدا شی
فقط خدا مي دونه كه چقدر دلم برات تنگ شده اما اميدم به خداست و به روز وصال
